تبلیغات
مطالب زناشویی

حد و مرز رازداری در ازدواج

دوشنبه 24 فروردین 1394 نویسنده: admin admin |

http://s4.picofile.com/file/8182354000/za_27.jpg


حد و مرز رازداری در ازدواج

آنچه كه باعث نگرانی جوانان برای ازدواج و تشكیل زندگی مشتركشان می شود، ناگفته‌هایی است که افراد را در دو راهی گفتن یا نگفتن قرار می‌دهد که این موضوع نیز راه‌حل‌هایی دارد.

دختر و پسر در دوران نامزدی برای افزایش شناخت خود از همدیگر  باید ویژگی‌های شخصی خود را بیان کنند و از علاقه‌مندی‌های خود صحبت کنند. به طور مثال این‌که "من بافتنی کردن را دوست دارم" یا "دوست دارم هر چند وقت یک‌بار مهمانی بگیرم"، با بیان این مسایل طرف مقابل می‌تواند خود را به خوبی سازگار کند. همچنین بهتر است شما  انتظار خود را از همدیگر نیز بیان کنید. این موارد جزو گفتنی های ضروری قبل از ازدواج هستند.


گذشته از اینها ، همه ما رازهایی داریم که مربوط به گذشته ما هستند. آن‌چه که در دوران پیش از ازدواج برای خیلی ها نگرانی ایجاد می‌کند، برخی ناگفته‌ها در زندگی است که گفتن شان می تواند دردسرساز باشد و نگفتن شان هم دردسرهای خودش را دارد. بنابراین سوالی که مطرح می شود این است: چه چیزهایی را باید بگوییم و چه چیزهایی جزو رازهای شخصی ما محسوب می شوند؟

ناگفتنی های قبل از ازدواج

یک قاعده کلی را باید به خاطر بسپارید. به طور کلی حفظ رازها در صورتی که آسیبی به زندگی مشترک شما وارد نکند ، ایرادی ندارد. مثلا این که شما در گذشته یک رابطه عاطفی یک طرفه را تجربه کرده اید، نباید با همسرتان در میان گذاشته شود اما این که یک نامزدی بهم خورده داشته اید، موضوعی است که او باید بداند.

حالا فكركنید که شما با نامزد سابقتان رو در رو شده اید و احساس می کنید که از طرف او زندگی تان تهدید می شود. در این شرایط، باید موضوع را با همسرتان در میان بگذارید و از او کمک بگیرید. اینجاست که حد و مرز رازداری تعیین می شود. رازهای گذشته شما متعلق به خود شما هستند اما تا وقتی که آسیبی به زندگی مشترک امروزتان نرسانند.

این موضوع مصداق این حدیث است: "النجاه فی صدق". اگر این موضوع از زبان خود فرد توسط طرف مقابل شنیده شود، پذیرش این موضوع به مراتب بهتر است تا این‌که از طریق دیگری و توسط نفر سومی، موضوع مطرح شود.
 
رازهای بعد از ازدواج

اما درباره رازهای امروز چطور؟ یک واقعیت مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این که هیچ چیزی نباید باعث از بین رفتن صداقت و راستگویی بین شما شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند اعتماد طرف مقابل به شما را سلب كند. اما در عین حال، بعد از ازدواج مواردی هست که به زندگی مشترک شما ارتباطی ندارد و می توانید آنها را با همسرتان در میان نگذارید.

 
اختلافات و گفتگو هایی كه در خانواده ی پدری شما می شود ، چیزی نیست که مستقیما به همسر شما مربوط شود. حرف و حدیث هایی که پشت سر شما گفته می شود، نباید به خانه تان راه پیدا کند و اگر کسی از همسر شما بدگویی کرده، باید رازداری کنید و نگذارید او متوجه شود.

یک واقعیتی مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این است كه نگذارید چیزی باعث از بین رفتن اعتمادتان به همدیگر شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند بنیان اعتماد را بین شما از بین ببرند

چشم ها را باز کنید

در زمان نامزدی ممکن است دختر و پسر به دلیل ایجاد وابستگی و دلبستگی شدید، چشم خود را بر روی برخی حقایق ببندند. مهم‌ترین راه برای مقابله با وابستگی کوتاه کردن مدت زمان نامزدی و توجه به کیفیت این دوران است تا شناخت واقعی حاصل شود. به طور نمونه می‌توان به جای این که در مدت 6 ماه هفته‌ای یک ساعت به این موضوع اختصاص دهند، زمان به 3 ماه و هفته‌ای دو ساعت یا 45 روز و هفته‌ای 4 ساعت تغییر کند. به صورت فشرده اما به صورت عمیق مطالعات انجام می‌شود و از ایجاد وابستگی نیز جلوگیری می‌شود.

همسریابی

سایت همسریابی




   


تفکراتی که باعث میشند دیر ازدواج کنیم

دوشنبه 17 فروردین 1394 نویسنده: admin admin |


موانع ازدواج ,همسر آینده,تفکرات ازدواج

خطاهای شناختی به برخی باورهای غیرمنطقی گفته می شود که به صورت خودکار به ذهن افراد خطور می‌کنند و به مرور تبدیل به یک حکم کلی و قانون می‌شوند و اثرات منفی زیادی در روابط افراد دارند، به خصوص در تصمیم‌گیری برای ازدواج‌شان.

تعمیم‌های افراطی
«هرگز»، «همیشه»، «هیچ وقت»، «همه» اگر این کلمات را نسبت به اتفاقات زندگی‌تان زیاد به کار می‌برید، به خودتان شک کنید. شاید شما هم یکی از افراطیون باشید. این دسته از افراد حقیقت‌های زندگی‌شان را خیلی پر رنگ‌تر از مقدار واقعی‌اش می‌بینند و این برایشان مشکل ساز می‌شود. مثلا این‌که دختری به آن‌ها جواب رد داد، نا امید می‌شوند و این موضوع را تعمیم می‌دهند به همه مورد‌های دیگر! یعنی با خودشان می‌گویند: «معلوم است دیگر همه به من جواب رد می‌دهند!»
 
فیلترینگ دارها
تا به حال آدم‌هایی با زندگیِ پر قرارداد دیده‌اید؟ قراردادهای ذهنی که شاید خیلی اوقات مانع تصمیم‌گیری و انتخاب درست‌شان شود! این قراردادها همان باید و نبایدها و اعتقاداتی هستند که ممکن است درست و به جا نباشند اما در زندگی فرد چهارچوب های خاصی ایجاد می کنند که مانع حرکت شان می شود. فردی که فیلترهای زیادی دارد، در واقع تحت تاثیر یک نکته منفی همه واقعیت را تاریک می‌بیند و دیدش نسبت به قضیه منفی است. مثلا دختری که قرارداد ذهنی‌اش این است که پسرهای تحصیل کرده فهمیده‌ترند، یک فیلترینگ بزرگ دارد و آن هم این است که اگر فردی با تحصیلات کم برای خواستگاری‌اش بیاید با یک دید منفی به او نگاه می‌کند و قضاوت‌هایش نادرست و نتیجه‌گیری غلط است. یا عقاید عجیبی که صرفا بر اساس تجربیات قبلی شما رخ داده و ممکن است درست نباشد. مثلا: مردان کوتاه قد خیانت می کنند، تک فرزندها همیشه لوس هستند و...
 
ذهن‌خوانی ممنوع
کم و بیش همه ما درگیرش هستیم. فکرهایی که به ذهن خودمان خطور می‌کند را به دیگران نسبت می‌دهیم در واقع همان گمان بردن است. مثلا آقا پسری که می‌گوید: «از نگاهش فهمیدم که اصلا از من خوشش نیامد و فکر می‌کند من آدمِ بی‌عرضه‌ای هستم!» دچار ذهن‌خوانی است. این تیپ افراد انگار دوست دارند فکر دیگران را در مورد خودشان بخوانند، اما با دیدی منفی بخوانند. فکرخوانی باعث می شود قبل از آنکه تعاملی میان شما و طرف مقابلتان شکل بگیرد رابطه از بین برود. ذهن خوانی بزرگترین دلیل اختلافات افراد و سوء تعبیرها است. چون شما بر مبنای تصورات و تجربیات خودتان تصمیم می گیرید نه آنچه حقیقتا وجود دارد.

استدلال هیجانی
اگر بر اساس احساسات‌تان تصمیم می‌گیرید و نمی‌توانید بر هیجانات‌تان مدیریت داشته باشید و وقتی که باید نمی‌توانید احساسات‌تان را کنترل کنید، متاسفانه شما دچار خطای شناختی استدلال هیجانی هستید! یعنی استدلال می‌کنید اما بر اساس هیجانات‌تان نه عقل‌تان! این جور استدلال کردن‌تان ببخشید، اما به دردِ خودتان می‌خورد! مثلا فرض بفرمایید دختری را که می‌داند طرف سن بالا می‌زند و تحصیلاتی هم ندارد و فقط یک شغل خوب دارد و به لحاظ خانوادگی تناسب هم ندارند ولی ته ماجرا می‌گوید خب دوستش دارم و بله! این بله گفتن‌ها مبارکی دارد؟!! به این می‌گویند استدلال از نوع هیجانی‌اش! دختر خانم را فاز پولداری می‌گیرد و هیجانی می‌شود و می‌گوید بله! پشت این استدلال‌های هیجانی همیشه پشیمانی هست... متاسفانه خیلی از خطاهای شناختی به خاطر منفی‌نگری ما نسبت به زندگی و اتفاقاتی است که برایمان می‌افتد... مطمئنا با دیدی مثبت‌تر و بازتر برداشت‌های بهتری از اتفاقات زندگی‌مان خواهیم داشت و موانع ازدواج هم از سر راه‌مان برداشته می‌شود.
 
تفکر دو قطبی
این نوع تفکر را تفکر قطبی شده، سیاه و سفید و استدلال به شیوه همه یا هیچ نیز می نامند. در این شیوه فرد تمایل دارد واقعیات را به صورت مطلق تعبیر کند، در این حالت به هیچ وجه تعبیرهای بینابینی (خاکستری) را نمی پذیرد. در ذهنیت اشخاص با این طرز تلقی هکه امور به دو طبقه تقسیم می شود: خوب و بد، سیاه و سفید، ممکن یا غیر ممکن، مطلوب یا غیر مطلوب. مثلا ممکن است فرد معتقد باشد همسر آینده او باید در رشته تحصیلی مشابه خودش درس خوانده باشد در این صورت ازدواج بی ازدواج! یا این که فرد ممکن است عقیده داشته باشد اختلاف سنی در ازدواج باید بین 3تا 5سال باشد و بیشتر و کمتر از آن بی معنی است و نباید با فردی در آن رده سنی ازدواج کرد.این طور آدم ها فکر می کنند اگر کسی کاملا خوب نباشد، حتما بد است. اگر کاملا خوشبخت نباشد، حتما بدبخت است و...
 
بزرگ نمایی و کوچک نمایی
در این فرایند شما ممکن است فرد یا وقایع اتفاق افتاده را بسیار کوچک و دست کم بگیرید یا این که بعضی از وقایع را بیش از حد بزرگ، جلوه دهید. ممکن است این خطای شناختی در قضاوت کردن توانمندی های خودتان باشد یا همسر آینده تان. به هر ترتیب، شما ممکن است در بزرگ دیدن یا کوچک دیدن خودتان یا او دچار اغراق شوید و این تفکر اغراق آمیز شما را از یک انتخاب واقعی و منصفانه دور کند.
منبع: خراسان، زیباوب

 

   


عشق چطور شکل میگیره؟

دوشنبه 17 فروردین 1394 نویسنده: admin admin |


عاشق شدن,پیش‌نیاز عشق,انگیزه عاشق شدن

چرا از بین میلیون‌ها فردی که می‌توانید برای ازدواج انتخاب کنید، به یکی بله می‌گویید و به بقیه نه؟ هلن فیشر، پژوهشگر و روانشناس پاسخ این سؤال را می‌دهد.

چطور عاشق می‌شوید؟
چرا ما عاشق فردی می‌شویم و عاشق دیگری نه؟ این چیزی بود که تیم مدیریت اجرایی یک وب‌سایت همسریابی مجازی می‌خواست بداند و جواب من این بود: «هیچ‌کس دقیقا نمی‌داند.» بسیاری از افراد غیر‌متخصص و حتی محققان معتقدند آدم‌ها عاشق فردی می‌شوند که درست نقطه مقابل آنهاست.

درحالی‌که این گروه مکمل بودن را به‌ عنوان پیش‌نیاز عشق معرفی می‌کنند، گروه دیگری می‌گویند، «کبوتر با کبوتر، باز با باز!» اما واقعیت این است که هیچ کدام از این دو گروه کاملا درست نمی‌گویند. اینکه شما عاشق فردی که درست نمونه کپی‌شده‌تان است شوید یا اینکه سراغ کسی بروید که درنقطه مقابل‌تان قرار دارد، کاملا به تیپ‌ شخصیتی‌تان بستگی دارد.اما شمایی که چیز زیادی از روانشناسی نمی‌دانید، چطور ناخودآگاه این موضوع را تشخیص می‌دهید و دل به کسی می‌بندید؟

به‌خاطر شباهت عاشق می‌شوید؟
گروهی از روانشناسان می‌گویند مردان و زنان معمولا عاشق کسانی می‌شوند که هم نژاد و به لحاظ اجتماعی- اقتصادی هم‌سطح آنها هستند؛ از نظر آنها عاشق‌ها سطح هوشی برابر و تحصیلات و جذابیت‌های ظاهری مشابهی دارند؛ مذهب و ارزش‌های سیاسی و اجتماعی‌شان با هم یکسان  است و حتی به یک اندازه شوخ طبع هستند.

گرچه روانشناسان همه این ادعاها را مطرح می‌کنند اما هنوز نمی‌دانند چطور دو فرد با دو شخصیت متفاوت با هم جور می‌شوند. انگیزه عاشق شدن هرچه باشد، چیزی از این واقعیت کم نمی‌کند که انتخاب همراه و همدم بر بسیاری از جنبه‌های زندگی‌ شما تاثیر خواهد گذاشت؛ حرف‌هایی که هر صبح سر میز صبحانه میان‌تان رد و بدل می‌شود، جایی که در آن زندگی می‌کنید، شغلی که انتخاب می‌کنید، راه و رسم بزرگ کردن فرزندان‌تان که آینده ژنتیک شما هستند و... همه تحت تاثیر این انتخاب است. پس مهم است که چه کسی را انتخاب کنید!

شخصیت اولیه و ثانویه شما 
شبیه بودن‌تان به یک تیپ شخصیتی را به معنای نداشتن ویژگی تیپ‌های دیگر در نظر نگیرید. هر کدام از ما، ترکیبی منحصر به فرد از هر چهار نوع تیپ شخصیتی هستیم اما خصوصیات بعضی تیپ‌ها را بیشتر نشان می‌دهیم.

اگر کاشف هستید ...
بسیار کنجکاو، پرانرژی و خودانگیخته هستید. هیجان‌دوستی جزئی از شخصیت شماست. خلاقید و دوست دارید از همه چیز سر در بیاورید. شما همراه خوبی برای شادی و تفریح دیگران هستید، در دنیای شما کم‌تحرکی و کسالت‌بار بودن جرم است و عاشق کسانی می‌شوید که دقیقا مثل خودتان هستند.

اگر سازنده هستید...
آرام، اجتماعی و مردمی هستید. شما می‌توانید افراد، گروه‌ها، خانواده و اجتماع را به خوبی مدیریت کنید. از نظر دیگران قابل احترام هستید و با احتیاط و حساب شده قدم برمی‌دارید. شما به قوانین و برنامه‌ریزی مقیدید و قابل اعتماد، نکته‌سنج و ریزبین هستید. شما همسر و همدم خوبی خواهید بود اما به شرط آنکه با کسی مشابه خودتان ازدواج کنید.

اگر مدیر هستید...
تحلیلگر و منطقی، رک، راستگو، سختگیر هستید و حواس‌تان حسابی جمع است. بسیار قاطع و مصمم هستید و توانایی انجام کارهایی که بر پایه ریاضی، مکانیک و موسیقی استوار هستند را دارید. بلندپرواز و اهل رقابت هستید و همفکر خوبی به شمار می‌آیید. یک مذاکره کننده می‌تواند همسر ایده‌آلی برای شما باشد.

اگر مذاکره کننده هستید...
خیال‌پرداز، همدل، درونگرا، احساساتی هستید و در سخنوری توانایید. در همدردی و همدلی موفق هستید و احتمال اینکه با یک مدیر خوشبخت شوید، بسیار بالاست. مذاکره کننده‌ها عاشق آدم‌های مصمم و جدی می‌شوند. شاید شما هم مثل آنها ترجیح می‌دهید همسرتان را از بین مدیران انتخاب کنید و تا آخر عمر او را تحسین کنید.

عاشق عاشق‌تان می‌شوید
عاشق شدن زمان مناسبش را می‌طلبد و وقتی زمان آن فرا می‌رسد، کسی که در نزدیکی ما کار یا زندگی می‌کند، بهترین گزینه برای دل‌بستن است. از سوی دیگر ما معمولا عاشق کسی می‌شویم که آنچه نیاز تلقی می‌کنیم را برای‌مان تامین کند و در آخر اینکه ما معمولا عاشق کسی می‌شویم که او هم عاشق مان باشد.

اسیر مغزتان می‌شوید
اینکه مغز شما چطور به یک عاشق تبدیل‌تان می‌کند، از حوصله این بحث خارج است اما به گفتن این نکته بسنده می‌کنیم که دوپامین، سروتونین، تستوسترون و استروژن مستقیما با طیف وسیع ویژگی‌های شما در ارتباطند و عجیب نیست اگر ادعا کنیم تفاوت‌ها در این چهار ترکیب شیمیایی احتمالا اساس این چهار مدل تفکر و رفتار را شکل می‌دهد.

به چشم‌ها خیره می‌شوید
سیاهچال مردمک و خطوط منحنی دور آن ویژگی‌های منحصر به فرد افراد را نمایان می‌کند. کسانی‌که دور مردمک‌شان شیارهای بیشتری وجود دارد، تکانشگرترند و به جست‌وجو‌گرها شبیه هستند. در عین حال آنها خصوصیت بارز افراد مذاکره‌کننده یعنی قابل اعتماد بودن و لطافت را در خود دارند. شاید به همین دلیل باشد که ما  به چشم‌های کسی که دوستش داریم خیره می‌شویم و ناخودآگاه در چند لحظه از شیوه اندیشیدن و رفتارش باخبر می‌شویم.

گردی صورت را بررسی می‌کنید
فک تراش‌خورده مربع شکل، گونه‌های برجسته و بزرگ، ابروهای پرپشت و پیشانی بلند نشانه‌های فعالیت تستوسترون، ماده شیمیایی اصلی در افراد «مدیر» است. کافی است به گونه‌های بزرگ، چانه پهن و پیشانی بلند بسیاری از ستاره‌های زن سینما نگاه کنید. هر دو جنس زن و مرد دارای سطحی از استروژن هستند که در چهره آنان نمایان است. پوستی صاف و نرم، لب‌های پر، بینی کوچک، چهره‌ای گرد، ابروهایی نازک و سایر ویژگی‌های یک ‌چهره‌ کودکانه، نشانگر فعالیت بالای استروژن در این افراد است.

کلمات را رمزگشایی می‌کنید
جست‌وجوگرها، سازنده‌ها، مدیر‌ها و مذاکره‌کننده‌ها ویژگی‌های سرشتی خودشان را از طریق کلمات‌شان بیان می‌کنند. این موضوع که به‌عنوان فرضیه واژگانی شناخته شده گویای این است که آدم‌ها از لغات و تعبیراتی استفاده می‌کنند که نشانگر شخصیت آنهاست و به مرور به عادات صحبت کردن‌شان تبدیل می‌شود.

- «ماجرا» واژه‌ای است که جست‌وجوگرها از آن بیشترین استفاده را می‌کنند. آنها واژه‌های ریسک، خود به خود، انرژی، جدید، بامزه، سفر، خروجی، احساس و فعال را هم بیشتر از هر کلمه دیگری به کار می‌گیرند.

- «خانواده» بیشتر توسط افراد سازنده استفاده می‌شود. این افراد از واژه‌های صداقت، مراقبت، اخلاق، احترام، وفاداری، اعتماد، ارزش‌ها، عشق و قابل اعتماد بودن هم زیاد استفاده می‌کنند.

-  واژه‌های «هوش» و «باهوش» بیشتر از دهان مدیرها بیرون می‌آید و در گروه واژگانی آنها کلمات روشنفکر، بحث، بی‌عرضه/بی‌عرضگی، جاه‌طلبی، سواری، سیاست، چالش/ چالشی و واقعی هم جای ویژه‌ای دارد.

- مذاکره‌کننده‌ها «هیجان» و احساساتی» را بیشتر به زبان می‌آورند و کلماتی مانند واقعی، قلب، مهربانی، حساس، خواندن/ خواننده، شیرین، یادگرفتن/یادگیری، تصادفی و همدل/ همدلی را هم زیاد از آنها می‌شنوید.
منبع:مجله سیب سبز

 

   


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :